آزادی یعنی احترام به آزادی دیگران. پا گذاشتن روی اعتقادات ملتها و بیاحترامی به آنان آزادی به حساب نمیآید، این ضد اصول آزادگی است. برخی چنین میپندارند که آزادی در انجام دادنهاست، اما، شکوه و جلوه آزادی در انجام ندادنهاست. شما اگر توانایی توهین به کسی را داشته باشید، اما این کار را نکنید آزادهاید. اگر قدرت آزار دیگران را داشته باشید، ولی خودداری کنید آزادمنشید. اگر موقعیت داشته باشید که به اعتقادات مردم توهین کنید، اما دست به این عمل زشت نزنید آزاده نام میگیرید. آن کس که با تحریف کلمه مقدس آزادی سعی دارد به تمام اصول انسانی پشت پا بزند، نه تنها معنای آزادی را نفهمیده، بلکه بویی از انسانیت نیز به مشامش نرسیده است.
برخی از افراد لاابالی ، آزادی را بهانهای میدانند برای دست زدن به انواع کارهای ناشایست و خلاف. اگر معنی آزادی این است، چرا همه ممالک و با هر فرهنگی، برای در امان ماندن از شر اشرار، قانونی را برای خود تعریف کردهاند؟ اگر آزادی را هرج و مرج بدانیم، آیا سنگ روی سنگ بند میشود؟! اگر هر کس آزادی را تفسیر به رای کند، آیا جهانی برای زندگی باقی خواهد ماند؟
بدترین نوع سوءاستفاده از آزادی، توهین به اعتقادات، مقدسات و باورهای دینی و ملی مردم دنیاست. این کار از جنایت نیز بدتر است. آزادی یعنی احترام و حرمت حریم دیگران را داشتن.
